محمدمهدی عسکری، امیراحمد ذوالفقاری،
دوره ۷، شماره ۲۳ - ( ۴-۱۳۹۷ )
چکیده
سیاست تعیین حداقل دستمزد، به عنوان اقدامی در جهت حمایت از کارگران و تأمین سطح حداقلی معیشت برای آنها در اقتصاد متعارف مطرح گردیده است و موافقان و مخالفانی دارد. این موضوع در اقتصاد اسلامی نیز مورد مناقشه است.این مقاله که با روش تحقیق اسنادی و کتابخانهای و با مراجعه به منابع اسلامی نگارش یافته، با در نظر گرفتن یک مکانیزم عادلانه برای تعیین دستمزد نیرویکار و با تبیین وظایف دولت اسلامی در قبال کارگران نشان میدهد که در شرایط برقراری عدالت اعمال این سیاست صحیح نمیباشد. بلکه تأمین حداقل معاش نیرویکار برعهده دولت بوده و دولت نباید این وظیفهاش را از طریق اعمال این سیاست
برعهده تولیدکنندگان قرار دهد و بر تولیدکنندگان هزینه اضافی تحمیل نماید. بلکه دولت از طریق سیاستهای تأمیناجتماعی و یا پرداخت یارانههای مستقیم باید حداقل معیشت کارگران را تأمین نماید. در صورت اعمال سیاست حداقل دستمزد نیز دولت باید مقدار کاسته شده از میزان سهم کارفرما از تولید در اثر اعمال این سیاست را به عنوان مالیات پرداخت شده بنگاه محسوب نماید
بهادر عسکری، میثم موسائی، اکبر طالبپور،
دوره ۱۰، شماره ۳۴ - ( ۳-۱۴۰۰ )
چکیده
اساس مقاله حاضر بررسی ساختارهای معنایی توسعه در منطقه باشت از توابع استان کهگیلیویه و بویراحمد است بهلحاظ روششناسی از رویکرد پدیدارشناسی بهعنوان روش کیفی استفاده شده است. با تکنیک مصاحبه اطلاعات گردآوری و پس از تجزیهوتحلیل دادهها براساس رویههای تحلیلی پدیدارشناسی درونمایههای فرعی و اصلی کشف و به توصیف ساختاری و زمینهای تجربه زیسته مشارکتجویان پرداخته شده است. تأثیرات تکنولوژی، بوروکراسی، شهرنشینی و رسانهها باعث پدیداری تعاریف خاصی از توسعه در ساحت آگاهی مشارکتجویان شده است.