لیلی مهدی حمزه، اکبر زواری رضایی، پرویز پیری،
دوره ۱۳، شماره ۴۹ - ( ۱۰-۱۴۰۳ )
چکیده
هدف: اینگونه استدلال میشود که ارزیابی اثر اجتناب مالیاتی بر اعتبار تجاری مهم است زیرا ارائه دهندگان سرمایه به طور مشترک سطح و عدم اطمینان اجتناب مالیاتی را در تصمیمات خود در نظر میگیرند. این موضوع برای اعتبار بانکی نیز قابل طرح است، زیرا بر اساس ادبیات موجود بانکها اجتناب مالیاتی را به عنوان یک ریسک در عدم بازپرداخت وام اعطایی در نظر میگیرند و با اعمال شرایط سختگیرانه، شرکتها را ترغیب به استفاده از اعتبار تجاری به جای اعتبار بانکی تشویق مینمایند. این موضوع ممکن است اعبار تجاری را جایگزین اعتبار بانکی نماید. با این وجود دلایلی نیز وجود دارد، که میتواند با تاثیرپذیری از اجتناب مالیاتی، اعتبار بانکی را جایگزین اعتبار تجاری نماید. پشتوانه اتکای شرکتها به اعتبار تجاری نظریههای هزینه معامله، علامتدهی و نظریه مبتنی بر سرمایهگذاری است. با توجه به این مقدمه، هدف پژوهش حاضر بررسی اثر اجتناب مالیاتی بر جایگزین شدن اعتبار تجاری و اعتبار بانکی با استفاده از رویکرد معادلات همزمان است.
روش: به دلیل این که نتایج حاصل از پژوهش حاضر میتواند در فرآیند تصمیمگیری مورد استفاده قرار گیرد، مطالعه حاضر از شاخه پژوهشهای کاربردی بوده و از آنجایی که دادهها بر اساس اطلاعات واقعی گذشته جمعآوری شدهاند از نوع پس رویدادی است. همچنین این پژوهش، از لحاظ ماهیت توصیفی-همبستگی است. در این گونه پژوهشها هدف، مطالعه و بررسی روابط بین متغیرهای پژوهش میباشد. بر اساس شرایط و محدودیتهای اعمال شده بر جامعه آماری پژوهش، نمونهای متشکل از ۱۰۶ شرکت پذیرفته شده در بورس تهران برگزیده شده و با استفاده از الگوهای رگرسیونی چند متغیره و سیستم معادلات همزمان و با بهرهگیری از نرم افزار استیتا و ایویوز مورد آزمون قرار گرفتهاند.
یافتهها: نتایج نشان میدهد با افزایش سطح اجتناب مالیاتی، اعتبار تجاری اعطایی از طریق تامین کنندگان منابع مالی کاهش مییابد. همچنین نتایج گواه آن است که اعتبار بانکی جایگزین اعتبار تجاری در محیط اقتصادی ایران شده، اما فرضیه تاثیر اجتناب مالیاتی بر اتکای شرکتها به اعتباری تجاری و در نتیجه کاهش اعتبار بانکی مورد تایید قرار نگرفت. در نهایت مشخص گردید که اجتناب مالیاتی تاثیر معناداری بر اعتبار بانکی ندارد.
نتیجهگیری: دلایل مختلفی برای توجیه تاثیر منفی اجتناب مالیاتی بر اعتبار تجاری وجود دارد. نخست، این امکان وجود دارد که تامینکنندگان منابع مالی به دلیل ماهیت ریسک گریزیشان اعتبار تجاری کمتری را به اجتناب کنندگان مالیات ارائه دهند (ادواردز، اسچوآب و شولین، ۲۰۱۶). همچنین اجتناب مالیاتی ممکن است به عنوان یک منبع تامین مالی موقت عمل کرده و بر اعتبار تجاری تاثیر منفی داشته باشد (حسن و حبیب، ۲۰۲۳). علاوه بر این، نتایج حاصل از بررسی آمار توصیفی این مطالعه نشان میدهد، که بخش اعظمی از ساختار سرمایه شرکتهای مورد بررسی را بدهیهای بانکی پوشانده است. استدلال محققین پژوهش حاضر بر آن است که این مورد تحت تاثیر شرایط تورمی ایجاد میشود. افزایش مستمر قیمتها، تمایل شرکتها به تامین مالی از طریق بانک را افزایش میدهد و از طرفی نیز اعتبار دهنده تجاری در چنین شرایطی حاضر به اعطای اعتبار به دلیل زیان ناشی از جایگزینی اعتبار فعلی نیست.
این موضوع نتایج فرضیه دوم از طریق رویکرد معادلات هم زمان را نیز تایید کرده و نتایج این فرضیه نشان میدهد که اجتناب مالیاتی با کاهش اتکای شرکت بر اعتبار بانکی موجب افزایش استفاده از اعتبار تجاری نمیشود. بارزترین دلیلی که میتواند این نتیجه را حاصل نماید، شرایط و محیط اقتصادی ایران است. تفاوت نتایج مطالعه حاضر با پژوهشهای خارجی نشان میدهد که میانگین میزان استفاده بدهی بانکی در ساختار سرمایه شرکتهای ایرانی بطور تقریبی سه برابر بیشتر از شرکتهای خارجی است. نتایج نشان میدهد ارائهدهندگان اعتبار بانکی اهمیتی برای اجتناب مالیاتی قائل نیستند و یا این ریسک را از طریق اعمال شرایط سختگیرانه کاهش میدهند. بنابراین، بهطور کلی میتوان بیان نمود که فرضیه جایگزینی اعتبار تجاری و اعتبار بانکی مورد تایید قرار میگیرد، اما دلیل این جایگزینی اجتناب مالیاتی نمیباشد و در شرایط جامعه آماری پژوهش حاضر این اعتبار بانکی است که جایگزین اعتبار تجاری میشود.