1- استادیار اقتصاد، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران ، saeedeh.alizadeh@modares.ac.ir 2- دانشیار اقتصاد، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
چکیده: (5 مشاهده)
در طول تاریخ مفهوم دولت دستخوش تغییرات بسیاری شده است، به طوری که این تحول منجر به ظهور شکلهای متنوعی از دولتها درسطح جوامع مختلف شده است. در راستای این تحول دیدگاههای متفاوتی در ارتباط با نقش و حدود دخالت دولت در عرصه اقتصاد ظهور نمودهاند. بخشی از این دیدگاهها، نظرات اندیشمندان مسلمان است که درباره ابعاد مختلف اقتصاد دولت (وظایف دولت در زمینههای اقتصادی، اختیارات دولت در زمینههای اقتصادی، حدود دخالت دولت در فعالیت بخش خصوصی، علت ناکارآمدی دولت و مانند اینها)، مباحثی را مطرح کردهاند، نکته قابل توجه، این است که به نظر میرسد، قرآن کریم چندان به این موضوع نپرداخته است. درباره هر مساله از جمله، اقتصاد دولت، قرآن بر دیدگاه اندیشمندان مسلمان مقدم است و تنها اگر دیدگاه آنها با قرآن هماهنگ بود ممکن است بتوان به آن قید اسلامی داد. از اینرو در این مقاله کوشش شده است با استخراج آیات مرتبط با اقتصاد دولت در قرآن و بررسی تطبیقی میان آیات قرآن و دیدگاههای چهار اندیشمند مسلمان (سید محمدحسینی بهشتی، ابن خلدون، مرتضی مطهری و سید محمدباقر صدر) موضوع اقتصاد دولت، بررسی و صورتبندی نظری شود. در این بررسی به این نتیجه میرسیم که قرآن کریم صراحتا به نقش دولت در عرصه اقتصاد نپرداخته و دخالت دولت را در فعالیتهای اقتصادی خصوصی تایید نمیکند. از این منظر نمیتوان دخالت دولت در اقتصاد را به اسلام و قران نسبت داد. در این زمینه نظرات ابن خلدون (مخالف دخالت مستقیم دولت در فعالیتهای اقتصادی بخش خصوصی با تاکید بر یک دستگاه نظارتی) به قرآن نزدیکی بیشتری دارد.