1- مدیریت بازرگانی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه محقق اردبیلی،اردبیل،ایران 2- گروه مدیریت بازرگانی، دانشکده علوم اجتماعی،دانشگاه محقق اردبیلی،اردبیلی ایران ، h_clever@uma.ac.ir 3- گروه مدیریت بازرگانی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل ،ایران 4- استاد، گروه مدیریت بازرگانی ، دانشکده علوم اجتماعی ، دانشگاه محقق اردبیلی ، اردبیل ، إیران.
چکیده: (200 مشاهده)
این مطالعه با رویکرد کیفی و در چارچوب پارادایم تفسیرگرایی انجام شد و از روش نظریه دادهبنیاد نظاممند اشتراوس و کوربین (۲۰۰۸) برای استخراج مقولهها، مؤلفهها و روابط میان آنها بهره گرفت. دادهها از طریق مصاحبههای عمیق نیمهساختاریافته با ۲۳ نفر از مدیران، مشاوران و صاحبنظران تعاونیهای اقتصادی عراق جمعآوری شد. نمونهگیری بهصورت هدفمند و نظری انجام شد و تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. تحلیل دادهها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی با استفاده از نرمافزارMAXQDA نسخه ۲۰۲۲ انجام شد. برای تأمین اعتبار پژوهش، از چهار معیار لینکلن و گوبا (۱۹۸۵) شامل اعتبار، انتقالپذیری، قابلیت اعتماد و تأییدپذیری استفاده شد.مدل پارادایمی پژوهش نشان میدهد که موفقیت مرزگستری در تعاونیهای اقتصادی عراق نیازمند رویکردی یکپارچه و سیستمی است که در آن هماهنگی داخلی و اعتماد متقابل با شرکای خارجی بهعنوان حلقههای اتصال میان شرایط علّی، زمینهای، استراتژیهای مداخلهای و پیامدها عمل میکنند. استراتژیهای مداخلهای شامل اعتماد و روابط، آموزش و توسعه مهارت، مدیریت فرایندهای مشترک، انگیزه و تعهد و رهبری و مدیریت تغییر بهصورت همافزا نقش تسهیلگر دارند. این پژوهش با تمرکز بر بافت منحصربهفرد عراق، ارائه مدلی بومی و استفاده از نظریه دادهبنیاد برای کشف عمیق پدیدهها، به توسعه دانش نظری در حوزه مدیریت تعاونیها و مرزگستری کمک میکند و میتواند راهنمای عملی برای مدیران، سیاستگذاران و پژوهشگران در عراق و کشورهای مشابه باشد.